parmida
لعنتی خواستم بپرسم : چند فروختي؟ يادم آمد گفته بودي: مفت هم گران است...! بي معرفت! من همين يك دل را داشتم..
parmida
نشستم.... خسته شدم... دیگر قایق نمیسازم... پشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد باشد.... وقتی از تو خبری نیست.... ... قایق میخواهم چه کار....؟؟ مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است......!
parmida
یادمان باشد ! ! که در املای زندگی ، همیشه برای محبّت تشدید بگذاریم ، تا از دوستی و انسانیت ، حتی نیم نمره هم کم نشود . .
parmida
با عروسک هايــــ ــم ديگــ ــر بازي نمي کنم بــ ـزرگـــــ شــ ـــدم... خود عروسکـــ ــــــي شدم آنقـــ ـــدر بازي ام دادند کـ ه قلبم با تکـ ه پارچـ ه هاي رنگارنگ ... وصلـ ه خورده است؛ لااقل، تــ ــــو ديگر قــ ـــلب پارچـ ه اي ام را پـ ـــاره نکن...
parmida
و چه تلخ است خنده آن زمان که می خندی تا گریه هایت را پنهان کنی. و چه سخت است آرام و بی صدا در درون خود شکستن و چه عجیب است زندگی.
parmida
به سلامتی همه اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوست دارن وگرنه بهتر از ما رو، همه دوست دارن.
parmida
من را زیر خاکستر جا گـــــذاشتـــــــی!!! آهـــــــایـــــــــــــ.. . با توام... تــــــــــــــــــــــــ ـو یادتـــــ نـــرود!!! من به خاطرتــــــــو آتـــــــش گـــرفته ام....
parmida
حرفش راساده گفت! من لايق تونيستم! نميدانم خواست لياقتم را به من يادآوري كندياخيانت خودش راتوجيح!!
malihe
خیلی دیره ... وقتی بفهمی که تمام سکوت های دلت برای خاطر سکوت لبهایی بهم دوخته ای بود که حرف داشت اما ... کلمه نداشت
malihe
من زانوهایم رابه آغوش کشیده بودم وقتی برای به آغوش کشیدن دیگری زانوزده بودی...
m r h
زندگي را نخست براي من بد ترجمه كردند.زدگي را يكي مرگ تدريجي نام نهاد.يكي بدبختي مطلق معني كرد.يكي درد درمان ناپپزيرش خواند وسرانجام يكي رسيدو گفت زندگي بتنهاي ناقص است تاعشق نباشد زندگي تفسير نمي شود
maryam
بسياري از كاربران كامپيوتر براي خنك كردن كيس كامپيوترشون،درهاي كناري كيس رو باز ميكنن!!!!در واقع اين كار نتنها كيس رو خنك نميكنه بلكه به گرمتر شدنش هم كمك ميمنه وحتي باعث سوختن بعضي قطعات ميشه(گرافيك) توصيه براي خنك نگه داشتن كيس: 1-محفضه كيس نبايد كمتر از 2فن داشته باشه(بغير از فن پاور) 2-در هاي محفضه كيس رو هميشه ببنديد(تا هواي گرم توسط فن به طور منظم خارج بشه)
maryam
وقتی تنهاییم به دنبال یک دوست میگردیم. وقتی پیدایش کردیم،به دنبال عیب هایش میگردیم. وقتی از دستش دادیم ،به خاطراتش میگردیم. و باز تنهاییم.
maryam
تو میگی بارون رو دوست داری اما وقتی بارون میاد چترت رو باز میکنی تو میگی باد رو دوست داری اما وقتی باد میاد پنجره ها رو میبندی تو میگی آفتاب رو دوست داری اما وقتی می تابه پرده ها رو می اندازی حالا فهمیدی که چرا میترسم وقتی میگی
maryam
سَـردمـ ڪـﮧ مـﮯشـود تـمـآمـِ اُجـاق هـآﮮِ جـﮩـآن بـرایـمـ عـشـوه گـرﮮ مـﮯڪـنـنـد ! امـآ مـن تـصـمـیـمـِ خـود را گـرفـتـﮧامـ بـراﮮِ گـرمـ شُـدن بـآیـد ڪـﮧ تـآ آخـرِ عُـمـر دنـبـالِ / دسـﭞ هـآﮮِِ تــــــــو / بـاشـمـ . . / .